ببر غران اژدهای پنهان کونگ فوی معبد وودانگ
سینمای رزمی جهان
جت لی
جت لی یکی از ستارگان مطرح در سینمای رزمی جهان است.
او خیلی زود وارد سینما شد و تبدیل به یک سوپر استار شد.
حرکات عجیب و بی نظیر او و چهرۀ جذاب باعث پیشرفته او ورودش به سینما شد ،
و این سر آغاز یک فصل جدید در سینمای رزمی جهان بود .
لی لیان جیه { Jet Li } هنرپیشه چینی و رزمی کار ووشو مشهور به جت لی
در ۲۶ آوریل ۱۹۶۳ برابر با ۶ اردیبهشت ۱۳۴۲ به دنیا آمد .
بعد از سه سال تمرینات سخت، برنده اولین مسابقه کشوری ووشو شد و وارد تیم ووشو پکن شد .
اولین فیلم او معبد شائولین (۱۹۸۲) است. بعد از آن در فیلمهای رزمی و برجسته زیادی بازی کرد
از جمله مجموعه فیلمهای روزی روزگاری در چین در نقش قهرمان مردمی وو نگ فِی هونگ.
اسلحه مرگبار ۴ (۱۹۸۸) اولین فیلم هالیوودی او که در نقش یک تبهکار ایفای نقش کرد،
ولی اولین فیلمی که در نقش اصلی بازی کرد رومئو باید بمیرد بود.
معرفی چند فیلم با بازیگری جت لی
۱ – معبد شائولین در نقش جیائو یوان
۲ – معبد شائولین ۲:بچهها از شائولین در نقش سَن لونگ
۳ – متولد برای دفاع در نقش جت
۴ – معبد شائولین ۳:هنرهای رزمی شائولین در نقش جی مینگ
۵ - مبارزه اژدها در نقش جیمی لی
۶ – استاد در نقش جت
۷ - روزی روزگاری در چین در نقش وونگ فِی هونگ
۸ –شمشیرزن ۲ در نقش لینگ خو چونگ
۹ – استاد تای چی در نقش جون بائو
۱۰ – افسانه در نقش فونگ سای یوک
۱۱ – افسانه ۲ در نقش فونگ سای یوک
۱۲ -فرقه شر در نقش جانگ وو جی
۱۳ – آخرین قهرمان چین در نقش وونگ فِی هونگ
۱۴ – مدافع در نقش خویی چینگ یئونگ/جان چانگ
۱۶ – حداکثر خطر در نقش کیت لی
۱۷ – پدرم قهرمان است در نقش کونگ وِی
۱۹ – اسلحه مرگبار ۴ در نقش وا سینگ کو
۲۰ – رومئو باید بمیرد در نقش هان سینگ
۲۲ -قهرمان در نقش بی نام
درباره جکی چان
«جکی چان» بازیگر معروف فیلمهای اکشن درسال ۱۹۵۴ در هنگ کنگ بهدنیا آمد. پدرش«چارلز چان» آشپز بود و مادرش «لیلی چان»در خانههای مردم کارگری میکرد و
بعدهابهعنوان خدمتکار در سفارت فرانسه درهنگکنگ استخدام شد. وضعیت مالی خانوادهچان آنقدر نامناسب بود که آنان میخواستندجکی ۵ ساله را در برابر ۱۵۰۰ دلار به یک
دکترانگلیسی بفروشند، اما از کارشان منصرف شدند وتصمیم گرفتند برای یافتن کار بهتر به استرالیامهاجرت کنند. اما جکی را در سن هفت سالگی بهیک پانسیون در هنگ کنگ
فرستادند. او از هفتسالگی به مدت ده سال، یعنی تا سال ۱۹۱۷ نزداستادی بهنام «یوشان یوان» عملیات آکروبات،کونگفو، اپرای چینی، پانتومیم و آواز راآموخت. او همه این
دروس را در زمان گرسنگییاد میگرفت. ۸ ساله بود که در فیلم «هفت شانسکوچولو» نقش کوتاهی را بازی کرد. سپسبهعنوان بازیگر خردسال در فیلمهای موزیکالهنگ کنگی
فعالیت داشت. او در دوران کودکیدر ۱۱ فیلم بازی کرد. اولین تجربه بازیگری ویدر بزرگسالی در سال ۱۹۷۱ بود که فیلم «ببرکوچولوی کانوتن» نام داشت. در همین سال
نزدوالدینش به استرالیا رفت و در آنجا برای کسبدرآمد به ظرفشویی و بنایی مشغول شد. سپس بههنگکنگ بازگشت و در استودیوی برادران شاوبهعنوان سیاهی لشکر و
بدلکار و رزمی کاراستخدام شد و برای خود نام هنری «چن یوانلانگ» را برگزید.او در سال ۱۹۷۲ در فیلم «مشت خشم» کهیکی از فیلمهای مشهور بروسلی بود، بهعنوانبدل
کار بازی کرد. البته درصحنهای کهمرتفعترین سقوط سینمایی آسیا بود، جان سالم بهدر برد.سال ۱۹۷۸، سال اوج موفقیت جکی چانبود. او در این سال در فیلم پرفروش «مار در
سایهعقاب» و کمدی کونگفوی «استاد هست» رابازی کرد و خود را بهعنوان مشهورترین ستارههنرهای رزمی آسیا پس از بروسلی تثبیت کرد.در سال ۱۹۸۰ برای اولین بار در یک
فیلمآمریکایی به نام «دعوای بزرگ» ظاهر شد. درسال ۱۹۸۶ سومین فیلم پرفروش دهه ۸۰هنگ کنگ را با نام «زره خدا» بازی کرد. درهمین فیلم بود که هنگام یک بدلکاری در
زمانفیلمبرداری در یوگسلاوی سقوط کرد و استخوانجمجمهاش خرد شد و تحت عمل جراحی مغزقرار گرفت و شنواییاش دچار مشکل شد وجمجمهاش برای همیشه سوراخ
ماند.او در سال ۱۹۸۵ عاشق زنی شد، البته اظهارعشق او برای دیگران حادثه ساز بود، زیرا یکدختر ژاپنی بعد از اینکه فهمید جکی چانمیخواهد ازدواج کند خود را زیر قطا
انداختو خودکشی کرد. دختر دیگری وارد دفترجکیچان شد و مقداری سم خورد و جان خودرا از دست داد، او پس از مدتی با یک دخترهنگکنگی ازدواج کرد که ثمره این
ازدواجپسری به نام «جی سی چن»است، او پسرش را سهیا چهار بار در سال میبیند، زیرا جکی چانآنقدر مشغول کارهای خود میباشد که وقتدیدن پسر و همسرش را
ندارد.جکی چان در سال ۱۹۹۵ در هنگام بازی درفیلم «غرش در برانکس» مچ پایش شکست، حتیدر حادثه ۱۱سپتامبر ۲۰۰۱ که برجهای دوقلویسازمان تجارت جهانی با خاک
یکسان شد، نزدیکبود جان خود را از دست بدهد. او قرار بود روزحادثه در این برج نقش یک شیشه پاک کن را ایفاکند، اما برنامه فیلمبرداری لغو شد و جان جکیچان به این ترتیب
نجات یافت. او تاکنون در بیشاز ۱۵۰فیلم بازی کرده است. این مرد ۱۷۵سانتی و ۶۸ کیلویی با ۵۰ سال سن و هیکلیعضلانی، هنوز قدرت حرکات رزمی را دارد ومانند یک جوان
بهحرکات «کونگ فو»میپردازد جکی چان هنرپیشه فیلمهای اکشن سینمایآمریکا، از سوی سازمان ملل متحد بهعنوان سفیرحسن نیت صندوق حمایت از کودکانبیسرپرست
(یونیسف) و انجمن کمک به کودکانمبتلا به بیماری ایدز این سازمان انتخاب شد. او که یکی از موفقترین هنرپیشههای آسیاییحاضر در هالیوود به شمار میرود، سفیر
حسننیتسازمان ملل شده است.جکی چان یک شرکت تولیدی پیراهن و بلوزمردانه تاسیس کرده است. نام خط تولید لباسمردانه وی متشکل از دو حرف نام خود او میباشدو
برروی پیراهنهای شرکت تولیدی جکی چانطرحی از اژدهای چینی حک شده است. او در روز افتتاح شرکت تولیدیاش چندینپیراهن به هنرمندان هالیوودی هدیه داد.جکیچان
میگوید: میخواهد همه طرحهایبلوزهایش برگرفته از معیارها و آداب و سنن چینیباشد و از تصاویر غربی استفاده نکند.البته او قصد ندارد، هنربازیگری را کنار بگذاردبلکه در کنار
بازیگری و ارائه هنرهای رزمی قصددارد با کارهای تولیدی برای زمان بازنشستگیاشبه فکر باشد.
پاندای کونگ فو کار
فیلم های رزمی همگی المان های کارتونی دارند، در نتیجه ساخت پاندای کونگ فو کار کاملاً منطقی به نظر می رسد.
فیلم بیشترین بهره را از کادر اسکوپش برده است و وقایع در فیلم سریع تر در مناظر چینی رخ می دهند و بسیار تاثیرگذار هستند.
انیماتورهای فیلم زیر نظر جان استیونسون و مارک آزبورن،
دو کارگردان فیلم، موفق به خلق فیلمی شده اند دیوانه وار و در همان اندازه بامزه و خنده دار.
با اینکه پاندای کونگ فو کار تیرش را به سمت تماشاگران جوان گرفته است اما شوخ طبعی هایش مرزهای سنی و قومیتی را در می نوردد.
ضربه شصت نبوغ در این فیلم کاراکتر قهرمان آن است؛ خرس پاندای چینی خپله و دوست داشتنی.
با قیافه یی معصوم و کم و بیش دست و پا چلفتی
و ترسو، آیا تا به حال قهرمان کونگ فو کار عجیب تری دیده بودید؟ داستان فیلم حول محور استحاله این پاندا که نامش پو است ،
به جنگجویی کونگ فوکار در چین کهن است که باید دهکده شان را از چنگال ببری در امان نگاه دارد.
اما در ابتدا او چندان امیدوار کننده ظاهر نمی شود، تنها اشتیاقی وصف ناپذیر دارد وگرنه حتی از عهده ساده ترین کارها هم برنمی آید. پدرش،
غازی به نام آقای پینگ – در فیلم مشخص نمی شود که او چگونه پدر این پاندا شده است – مغازه نودل فروشی دارد و امیدش این است
که پسرش راه او را ادامه بدهد.
اما آرزوی تعلیم دیدن زیر نظر استاد شیفو (داستین هافمن) است و همچنین در معیت قهرمانانی که همگی دست پرورده شیفو هستند؛
تایگرس ( ببر ) با صدای آنجلینا جولی، وایپر ( مار افعی ) با صدای لوسی لیو، مانتیس ( ملخ ) با صدای ست روجن،
کرین ( مرغ ماهی خوار ) با صدای دیوید کراس و مانکی ( میمون ) با صدای جکی چان. پاندا زمانی که اوگ وی لاک پشت ،
که بنیانگذار کونگ فو است ،
او را جنگجوی افسانه یی اژدها معرفی می کند، به شکل معجزه آسایی به این آرزوی دست نیافتنی اش می رسد.
لحظات کمیک و خنده دار پشت سر هم قطار می شوند که دلیل همه شان بی دست و پایی پو است،
تا اینکه شیفو عامل و انگیزه پیش برنده پو را پیدا می کند؛ اشتهای سیری ناپذیر پو.
کافی است تا شیرینی را از دست او بیرون بکشید تا او دست به سریع ترین کارها بزند و آن هم بدون کوچک ترین لغزش و خطا.
او خیلی زود آماده مبارزه با تای لانگ شرور می شود. یوزپلنگی که می خواهد به دهکده حمله کند و انتقامش را بگیرد.
چند سال پیش او شاگرد شیفو بوده، بهترین شاگرد او، اما اوگ وی که از ذات بد تای لانگ آگاه بوده،
از دادن عنوان جنگجوی اژدها به او خودداری می کند و این خشم تای لانگ را برمی انگیزاند.
او به تازگی از زندانی در دل کوه فرار کرده است. مانند بسیاری از فیلم های چینی، «پاندای کونگ فوکار»
نیز از دو عامل لاینفک این فیلم ها دوری نمی کند؛ زدوخورد و شوخی. فیلمنامه جاناتان آیبل و گلن برگر به سرعت درس های آموزنده اش
را به کودکان – در اینجا تلاش برای رسیدن به هدف- می دهد و به سراغ اکشن و نبرد هایش برمی گردد.
نبرد روی پل معلق پنج قهرمان و نیز نبرد نهایی پاندا و تای لانگ در یک سوم پایانی فیلم رخ می دهد،
درست پس از پایان یافتن سیلی از شوخی های متنوع. از جمله شوخی با اوگ وی زمانی که میان حرف زدنش تصمیم می گیرد
هزاران شمع را با سرعت لاک پشتی اش خاموش کند و این موجب بی قراری شیفو که منتظر شنیدن ادامه حرف اوگ وی است
می شود یا شوخی با پاندا زمانی که می خواهد چرخ دستی پر از نودل را از پله های منتهی به محل انتخاب جنگجوی اژدها بالا ببرد.
از نکات برجسته فیلم انتخاب درست صداپیشگان است؛ جک بلک در نقش خرسی چاق و دست و پا چلفتی دلپاک خوش می درخشد،
در پاره یی از لحظات به جای پاندا خود جک بلک را رو صحنه می بینیم و این گواه بر انتخاب بی نقص اوست.
همین طور انتخاب داستین هافمن که تندتند حرف زدنش شهره عام و خاص است در نقش استاد شیفوی سختگیر و عجول که کوتاه حرف می زند ،
و طولانی ترین جمله هایش را هم بی وقفه و یک نفس بیان می کند،
گویی تمام این جملات یک کلمه بوده اند. به نظرتان گزینه یی بهتر از آنجلینا جولی برای ایفای نقش ببری بی رحم و در عین حال ،
عزیزدردانه وجود دارد؟
کار انیمیشن فیلم تمیز و برجسته است؛ پس ز مینه های فیلم ادای احترامی است ،
به مناظر و معماری چین، شیوه نبرد هر یک از کاراکتر ها از مار افعی گرفته تا ببر و مانکی همگی به دقت طرح ریزی شده ،
و بهترین استفاده را از اندام و قابلیت های این حیوانات کرده است، کاملاً مشخص است ،
که کارگردانان فیلم بهترین فیلم های رزمی را نگاه کرده اند و آن تصاویر ضد جاذبه زمین را به خوبی ساخته اند.
منبع؛ هالیوود ریپورتر
زندگی نامه بروس لی
در ۲۷ نوامبر سال ۱۹۴۰ بروس «جون فان » در سال اژدها چشم به جهان گشود.
ـ در ماه فوریه سال ۱۹۴۰ ٬ او در حالی که تنها سه ما سن داشت در اولین فیلم خود ظاهر شد.
هنگ کنگ
ـ در سال ۱۹۴۶ بروس یکی از ۱۸ فیلم خود را به زبان چینی بازی کرد.
ـ در سال ۱۹۵۲ وارد دانشگاه کاتولیک لاسه شد.
ـ در سال ۱۹۵۳ آموزش کونگ فو و وینگ چان را زیر نظر استاد «ییپ من» شروع کرد.
ـ در ۲۹ مارس سال ۱۹۵۸ وارد دبیرستان سنت فرانسیس خاویر شد.
ـ در ۲۹ آوریل سال ۱۹۵۹ هنگ کنگ را به مقصد آمریکا ترک کرد.
آمریکا
ـ در ۱۷ مه سال ۱۹۵۹ با کشتی وارد سان فرانسیسکو شد.
ـ در ۳ سپتامبر سال ۱۹۵۹ وارد سیاتل شده و در سال پاییز آن سال در مدرسه فنی ادیسون ثبت نام کرد.
ـ در ۲ دسامبر سال ۱۹۶۰ از مدرسه فنی ادیسون فارغ التحصیل شد.
ـ در ۲۷ مه سال ۱۹۶۱ وارد دانشگاه واشنگتن شد.
هنگ کنگ
در ۲۶ مارس سال ۱۹۶۳ برای اولین مرتبه بعد از چهار سال به منظور ملاقات با خانواده اش به هنگ کنگ بازگشت.
آمریکا
در ماه اوت سال ۱۹۶۳ از هنگ گنگ به آمریکا بازگشت و در اوایل بهار سال ۱۹۶۴ دانشگاه واشنگتن را ترک کرد.
در ۱۹ ژوئیه سال ۱۹۶۴ به منظور تاسیس باشگاه کونگ فو٬ سیاتل را به مقصد اوکلند کالیفرنیا ترک کرد.
در ۲ اوت سال ۱۹۶۴ در مسابقات بین المللی کاراته «لانگ بیچ» کالیفرنیا شرکت کرد.
در ۳ اوت سال ۱۹۶۴ در شهر اوکلند تعلیم کوتگ فوی ابداعی خود را شروع کرد.
در ۱۷ اوت سال ۱۹۶۴ در شهر سیاتل با دختری به نام « لیندا مری » ازدواج کرد.
ـ در اول فوریه سال ۱۹۶۵ در شهر اوکلند براندون لی٬ پسر بروس٬ در شامگاه سال نو چینی در سال اژدها متولد شد.
ـ در ۸ فوریه سال ۱۹۶۵ «لی هوی چوئن» پدر بروس در هنگ گنگ فوت کرد.
ـ در ماه مارس سال ۱۹۶۶ خانواده لی٬ به شهر لوس آنجلس کالفرنیا نقل مکان کردند.
ـ در ۶ ژوئن سال ۱۹۶۶ فیلمبرداری مجموعه تلویزیونی «زنبور سبز» را شروع کرد.
ـ در ۵ فوریه سال ۱۹۶۷ موسسه کونگ فوی جون فان٬ به طور رسمی در لوس آنجلس گشایش یافت.
ـ در ماه ژوئیه سال ۱۹۶۷ سبک مخصوص خود را در هنرهای رزمی «جیت کان دو» نامگذاری کرد.
ـ در ۶ ماه مه ۱۹۶۷ در مسابفات کاراته قهرمانی واشنگتن شرکت کرد.
ـ در ۲۴ ژوئن سال ۱۹۶۷ در مسابقات آزاد کارته نیویورک که در «مدیسون اسکوایر گاردن» برگزار می شد٬ شرکت کرد.
ـ در ۱۴ ماه ژوئیه سال ۱۹۶۷ بزای شرکت در یک قسمت سریال تلویزیونی «آیرون ساید» استخدام شد.
ـ در ۳۰ ژوئیه سال ۱۹۶۷ در مسابقه کاراته بین المللی لانگ بیچ شرکت کرد.
ـ در ۵ ژوئیه سال ۱۹۶۸ به عنوان کارگردان فنی فیلم «گروه شکست خورده» دستمزد دریافت کرد.
ـ در اول اوت سال ۱۹۶۸ از طرف شرکت «مترو گلدن مایر» برای ایفای یک نقش منفی در فیلم «خواهر کوچک» دستمزد دریافت کرد که بعدا” این فیلم به «مارلو» تغییر نام یافت.
ـ در اول اکتبر سال ۱۹۶۸ به شهر «بل ایر» نقل مکان کرد.
ـ در ۱۲ نوامبر سال ۱۹۶۸ بک قسمت سریال تلویزیونی «بلوندیه» را برای شرکت یونیور سال بازی کرد.
ـ در ۱۹ آوریل سال ۱۹۶۹ بروس به همراه پسرش به هنگ گنگ مراجعت کرد. در این دیدار براندون موفق به دیدن خانواده پدری اش شد.
آمریکا
ـ در سالهای ۱۹۷۰ و ۱۹۷۱ با «جیمز کابرن» هنرپیشه و «استرلینگ سیلیفانت» فیلنامه نویس٬ در فیلم «فلوت خاموش» که فلسفه ورزشهای رزمی را بیان می کند٬ همکاری کرد.
ـ در ۲۷ ژوئن سال ۱۹۷۱ اولین قسمت سریال داستانی و تلویزیونی «خیابان طولانی» را برای شرکت «پارامونت» بازی کرد.
ـ در سال ۱۹۷۱ برای ساختن سریال تلویزیونی «سلحشور» با برادران «وارنر» همکاری خود را آغاز کرد که بعدا” این سریال به کونگ فو مشهور شد.
تایلند
ـ در ماه ژوئیه سال ۱۹۷۱ فیلم رئیس بزرگ را بازی کرد. این فیلم سابقه درخشانی در استودیوی «گلدن هاروست» هنگ گنگ ایجاد کرد.
هنگ کنگ
ـ در ۷ دسامبر سال ۱۹۷۱ رسما” به او اعلام شد که نقش وی به یک آمریکایی قفقازی الاصل به نام «دیوید کارادین» واگذار شده است و دیگر در سریال «سلحشور» بازی نخواهد کرد.
ـ در ۹ دسامبر سال ۱۹۷۱ با همکاری یک روزنامه نگار کانادایی به نام «پیتر برتون» کلیه احوال شخصی و مصاحبه های خود را ضبط کرد. قسمتی از این مصاحبه ها در فیلم مستند «بروس لی از زبان خودش» استفاده شده است.
ـ در سال ۱۹۷۲ او در دومین فیلم خود به نام «مشت خشم» برای استودیوی «گلدن هاروست» ایفای نقش کرد. این فیلم حتی رکورد فیلم «رئیس بزرگ» را نیز شکست.
در سال ۱۹۷۲ شرکت فیلمسازی خود به نام «کنکورد» دایر کرد و خود کارگردانی فیلم «راه اژدها» را که بعدها به نام «اژدها بر می گردد» مشهور شد٬
به عهده گرفت. این فیلم در هنگ کنگ مجددا” رکورد فروش فیلم های قبلی بروس را شکست.
در ماه های اکتبر و نوامبر سال ۱۹۷۲ فیلمبرداری سکانس های فیلم «بازی مرگ» را شروع کرد.
در فوریه سال ۱۹۷۳ فیلمبرداری «بازی مرگ» را ناتمام گذاشت و با همکاری شرکت برادران وارنر٬ فیلمبرداری «اژدها وارد می شود» را آغاز نمود.
در ۲۰ ژوئیه ۱۹۷۳ بروس لی در هنگ کنگ بدرود حیات گفت. علت مرگ او خونریزی مغزی بر اثر دارو های تجویز شده و حساسیت زیاد عنوان گردید.(
آمریکا
ـ در ۳۱ ژوئیه سال ۱۹۷۳ پیکر او در قبرستان «لیک ویو» شهر سیاتل به خاک سپرده شد. تابوت او را دوستان و شاگردانش «استیو مک کوئین٬ جیمز کابرن٬ دان اینو سانتو٬ پیتر چین٬ تاکی کیمورا» و برادر کوچکتر او٬ «رابرت لی» حمل کردند.







